قصهی این بلاگ از جایی شروع شد که دلم برای نوشتن تنگ شد، برای نوشتن و این فضای مجازی، البته موقتی است، اما به هرحال اینو گفتم که ناگفته نمونه.
توی یک روز ابری و بارونی دلم خواست برگردم॥ اما به همین شکلی که میبینید... و به همین سادگی..
نه علاقه به بینقابی، نه علاقه به بیرنگی، مثل همه که با نقاب و پر از رنگ میان (مثل مداد رنگیها) منم همون شکلی میام...
دنبال چیز خاصی هم نگردید اینجا، تنها یک خونه مجازی برای ارتباطم با شماها... همین.
شعر هست، خنده هست، مثل همیشه شکایت هست، مثل همیشه داد و بیداد هست، مثل همیشه هم هستم...
فقط سایهام پررنگتر شده، آدمهای دیگهای هم ممکن است بنویسند اینجا که به خودشون مربوطه به اسم خودشون یا اینکه به اسم من...
به هرحال...
یک شروع فقط برای بودن.. همین.
Thursday, January 31, 2008
Subscribe to:
Comment Feed (RSS)
|